الشيخ محمد علي اسماعيل پور القمشهاى
58
الدلائل الظاهرات (استفتائات واستدلالات)
صورتى كه مغرور از طرف دهند نباشد بازهم مثل صورتى است كه مىدانسته زكات است چون مال غير در دست او تلف شده است البته در صورتى كه ساير شرايط گرفتن زكات مثل فقر را داشته باشد « 1 » . سؤال 121 . اگر شخصى حقوق ماهيانه خود را از صاحب كار طلبكار است ولى وقتى زكات فطره واجب مىشود هيچ در دست ندارد آيا واجب است قرض كند و فطره خود را بدهد ؟ جواب : اين شخص در اين حال فقير است و زكات فطره بر او واجب نيست و لازم نيست قرض كند ولى اگر قرض كرد و قوت يك شبانه روز خود را دارد وجوب زكات بر او بعيد نيست و احوط است . خلاصه دليل اينكه داشتن شغلى كه وافى به مخارج سال باشد اين صورت را كه مجبور مىشود قرض كند نمىگيرد . سؤال 122 . آيا اگر كسى كه واجبالنفقه انسان نيست مثل خواهر و برادر ولى نانخور انسان حساب مىشود آيا جايز است فطره خود و ساير عيال را به او بدهند حتى فطره خودش را يا خير ؟ جواب : در فرض مسأله فطره خود او را به او ندهند ولى فطره بقيه را اشكال ندارد كه به او بدهند . سؤال 123 . آيا استفاده از فطريه جهت مصارف آموزشگاههاى دولتى با توجه به مشكلات و كمبودهاى مالى موجود در مدارس در صورت تمايل اولياى دانش آموزان به پرداخت آن به مدرسه جايز است ؟ در چه موارد مصرفى و در چه حد ؟
--> ( 1 ) خلاصة الكلام فى ذلك ان نية القربة عن الغير هنا غير خال عن الاشكال من حيث الفضولية فاصل تحقق الزكوة غير معلوم بل اذا كان شخص وكيلًا عن الغير لدفع الزكوة أيضاً لا يكفى نيته القربة عن الموكل بل لا بدّ من ان ينوى الموكل أيضاً على الأقوى كما تجده فى التعليقات على العروة منا ( فى مسألة 26 من الزكوة فى ختام الزكوة فى المسائل المتفرقة . )